تورج عاطف
-
03:20:43 pm on January 16, 2012 |
اصطلاح زدن به جاده خاكي را شنيده ايد ؟
اصطلاح زدن به جاده خاكي را شنيده ايد ؟منظور از اين مثل اين است كه به حاشيه بيش از متن توجه داريم و اين قصه فوتبال ما است
مشكلات فوتبال ما بسيار هستند معضلات اين فوتبال تنها بي پولي و عدم مديريت و بي برنامگي نمي تواند باشد و شايد اگر به درستي به آنها نگاه كنيم اين عوامل ناشي از يك دليل اصلي ديگر هستند فوتبال ما پر از احساسات است اين حسهاي اكثر كم انديشه, فوتبال را به معرض خطر مي برد سرمايه ها را مي سوزاند و از همه مهمتر نا اميدي را بر فوتبال ما حاكم مي سازد شايد بازي مس كرمان و استقلال نمونه اي واضح از تصميمهاي احساسي فوتبال ما باشد نگاهي به ساعت برگزاري مسابقه بكنيد كدام عقل سليمي چنين ساعتي را براي فوتبال صحيح مي داند شايد اگر از برنامه ريزان فوتبال بپرسيم به طور حتم بهانه هاي عجيب و گنگ زيادي را بيان كنند اما فوتبال ما دقيقا از همين بهانه ها ضربه خورده است در كجاي دنيا سعي مي شود اول بازي فوتبال انجام شود و بعد به دنبال تماشاچي آن مي گردند ؟ از زماني كه در قرن نوزدهم ملوانان انگليسي فوتبال را به سراسر دنيا بردند همه مي دانستند كه هر جا بساط فوتبال است به طور حتم تماشاچي هم بايد باشد اما كسي در فوتبال ما اين را نمي داند و به دنبال بهانه هاي ديگر است همين زدن به خاكي در زمين هم مي بنيم بازيكني به نام كيوان و يا به قول عادل فردوسي پور وحيد سابق امرائي تعويض مي شود او با بازيكن تعويضي دست نمي دهد از دست دادن با بلاژويچ طفره مي رود بلاژويچ هم سن پدر بزرگ او است و نامي بسيار معروف در فوتبال است اما كيوان و يا وحيد امرائي با او دست نمي دهد لباس گرمكن خود را به زمين مي كوبد و به روي نيمكت مي نشيند براستي او به چه چيزي فكر مي كند ؟ يعني حضور او در زمين مهمتر از موفقيت مس كرمان بود ؟ بلاژويچ كه سابقه سومي در جام جهاني دارد از او كمتر مصالح تيمش را مي داند ؟ امرائي به چيزي فكر مي كند ؟ همين حكايت با كميته داوري است سالها است كه شايعه دوستي ها حاكم بر داوري را مي شنويم كه اگر اين طور نبود نمي توانيم باور كنيم داوري چون محمود رفيعي با آن فيزيك بد قواره براي داوري در زمين داوري كند براي داوري با آن قد و آن وزن چگونه مي توان باور كرد كه اين همه بازي پر اشتباه را قضاوت كند و باز به ميدان آيد ؟آقاي تاج و عسگري چگونه مي توانند به خود بقبولانند كه چنين داوري در حد و اندازه سوت زدن در ليگ برتر ايران است ؟ او بارها در اين بازي از صحنه ها عقب بود و با فاصله زياد تصميم گيري مي كرد و اشتباه هاي كودكانه زياد داشت اما دوستي به داوري كه ترجيح داده مي شود اوضاع بهتر از اين نمي شود همين حكايت براي تماشاچي اندك استقلال هم پابرجا است اين واقعيت است كه اين تماشاچي ترسيده است بعد از انتقال بسيار مضحك مجيدي به قطر استقلال دچار افت شده است و در سه بازي خود تنها 2 گل زده است استقلال در طي اين سه بازي 5 امتياز از دست داده است و اين مسئله طرفدار را نگران مي كند در نزد تيم استقلال شور و شوقي را مشاهده نمي كنيم و اين يعني آغازي بد در دور برگشت ليگ يازدهم اما اين تماشاگر كمكي به استقلال مي كند ؟ اين كه داوري بد بود را كسي شك ندارد اما تماشاچي بايد در آن دقايق شروع به فحاشي به داور كند و يا اين كه به تمامي قوا براي تيمش انرژي مثبت بفرستد ؟ چرا تماشاچي استقلال چون بسياري از تماشاچيان تيمهاي ديگر ما خيلي زود قافيه را مي بازد و اسير حاشيه مي شود ؟ اينها نمونه اي از يك بازي فوتبال فارسي است فوتبالي كه در عرض 20 دقيقه شاهديم روي يك نيمكت بازيكن به سر مربي دست نمي دهد به او توهين مي كند و جو سنگيني را بر روي تيم مي افزايد و بعد در آخر بازي همه بر سر و كول هم مي پرند آري فوتبال ما چون بسياري ديگر از واقعيتهاي زندگي ايراني اسير حاشيه و احساسات كاذب است اين عواطف غير قابل مهار است كه مدير را به بي برنامگي و تصميم هاي اشتباه و سر مربي را به سر گشتگي و بازيكن را به اشتباه و عوام گرائي و تماشاگر را به فحاشي مي كشاند در فوتبال ما زدن به جاده هاي خاكي رسمي متداول است رسمي بسيار بد يمن كه باعث شد سالها به المپيك نرويم و جام جهاني با اين هم گشاده دستي فيفا براي آسيا سخت برايمان باشد در رقابتهاي باشگاههاي آسيا قهرمان را در دو بازي رفت و برگشت ببريم اما حذف شويم و تازه بخواهيم بر كرسي رياستي كه سالها بانشستن بي دليل بر روي آن توهين كرديم باز هم جلوس زنيم و اين قصه همچنان ادامه دارد
منظور از اين مثل اين است كه به حاشيه بيش از متن توجه داريم و اين قصه فوتبال ما استمشكلات فوتبال ما بسيار هستند معضلات اين فوتبال تنها بي پولي و عدم مديريت و بي برنامگي نمي تواند باشد و شايد اگر به درستي به آنها نگاه كنيم اين عوامل ناشي از يك دليل اصلي ديگر هستند فوتبال ما پر از احساسات است اين حسهاي اكثر كم انديشه, فوتبال را به معرض خطر مي برد سرمايه ها را مي سوزاند و از همه مهمتر نا اميدي را بر فوتبال ما حاكم مي سازد شايد بازي مس كرمان و استقلال نمونه اي واضح از تصميمهاي احساسي فوتبال ما باشد نگاهي به ساعت برگزاري مسابقه بكنيد كدام عقل سليمي چنين ساعتي را براي فوتبال صحيح مي داند شايد اگر از برنامه ريزان فوتبال بپرسيم به طور حتم بهانه هاي عجيب و گنگ زيادي را بيان كنند اما فوتبال ما دقيقا از همين بهانه ها ضربه خورده است در كجاي دنيا سعي مي شود اول بازي فوتبال انجام شود و بعد به دنبال تماشاچي آن مي گردند ؟ از زماني كه در قرن نوزدهم ملوانان انگليسي فوتبال را به سراسر دنيا بردند همه مي دانستند كه هر جا بساط فوتبال است به طور حتم تماشاچي هم بايد باشد اما كسي در فوتبال ما اين را نمي داند و به دنبال بهانه هاي ديگر است همين زدن به خاكي در زمين هم مي بنيم بازيكني به نام كيوان و يا به قول عادل فردوسي پور وحيد سابق امرائي تعويض مي شود او با بازيكن تعويضي دست نمي دهد از دست دادن با بلاژويچ طفره مي رود بلاژويچ هم سن پدر بزرگ او است و نامي بسيار معروف در فوتبال است اما كيوان و يا وحيد امرائي با او دست نمي دهد لباس گرمكن خود را به زمين مي كوبد و به روي نيمكت مي نشيند براستي او به چه چيزي فكر مي كند ؟ يعني حضور او در زمين مهمتر از موفقيت مس كرمان بود ؟ بلاژويچ كه سابقه سومي در جام جهاني دارد از او كمتر مصالح تيمش را مي داند ؟ امرائي به چيزي فكر مي كند ؟ همين حكايت با كميته داوري است سالها است كه شايعه دوستي ها حاكم بر داوري را مي شنويم كه اگر اين طور نبود نمي توانيم باور كنيم داوري چون محمود رفيعي با آن فيزيك بد قواره براي داوري در زمين داوري كند براي داوري با آن قد و آن وزن چگونه مي توان باور كرد كه اين همه بازي پر اشتباه را قضاوت كند و باز به ميدان آيد ؟آقاي تاج و عسگري چگونه مي توانند به خود بقبولانند كه چنين داوري در حد و اندازه سوت زدن در ليگ برتر ايران است ؟ او بارها در اين بازي از صحنه ها عقب بود و با فاصله زياد تصميم گيري مي كرد و اشتباه هاي كودكانه زياد داشت اما دوستي به داوري كه ترجيح داده مي شود اوضاع بهتر از اين نمي شود همين حكايت براي تماشاچي اندك استقلال هم پابرجا است اين واقعيت است كه اين تماشاچي ترسيده است بعد از انتقال بسيار مضحك مجيدي به قطر استقلال دچار افت شده است و در سه بازي خود تنها 2 گل زده است استقلال در طي اين سه بازي 5 امتياز از دست داده است و اين مسئله طرفدار را نگران مي كند در نزد تيم استقلال شور و شوقي را مشاهده نمي كنيم و اين يعني آغازي بد در دور برگشت ليگ يازدهم اما اين تماشاگر كمكي به استقلال مي كند ؟ اين كه داوري بد بود را كسي شك ندارد اما تماشاچي بايد در آن دقايق شروع به فحاشي به داور كند و يا اين كه به تمامي قوا براي تيمش انرژي مثبت بفرستد ؟ چرا تماشاچي استقلال چون بسياري از تماشاچيان تيمهاي ديگر ما خيلي زود قافيه را مي بازد و اسير حاشيه مي شود ؟ اينها نمونه اي از يك بازي فوتبال فارسي است فوتبالي كه در عرض 20 دقيقه شاهديم روي يك نيمكت بازيكن به سر مربي دست نمي دهد به او توهين مي كند و جو سنگيني را بر روي تيم مي افزايد و بعد در آخر بازي همه بر سر و كول هم مي پرند آري فوتبال ما چون بسياري ديگر از واقعيتهاي زندگي ايراني اسير حاشيه و احساسات كاذب است اين عواطف غير قابل مهار است كه مدير را به بي برنامگي و تصميم هاي اشتباه و سر مربي را به سر گشتگي و بازيكن را به اشتباه و عوام گرائي و تماشاگر را به فحاشي مي كشاند در فوتبال ما زدن به جاده هاي خاكي رسمي متداول است رسمي بسيار بد يمن كه باعث شد سالها به المپيك نرويم و جام جهاني با اين هم گشاده دستي فيفا براي آسيا سخت برايمان باشد در رقابتهاي باشگاههاي آسيا قهرمان را در دو بازي رفت و برگشت ببريم اما حذف شويم و تازه بخواهيم بر كرسي رياستي كه سالها بانشستن بي دليل بر روي آن توهين كرديم باز هم جلوس زنيم و اين قصه همچنان ادامه دارد